جستجو

تبلیغات



نگفته ایم و ندانی که چیست در دل ما

    بسم الله

    شاید از وقتی تند تند نوشتنو گذاشتم کنارو همه ی حرفامو چپوندم توو این مغز بدبخت، ذهنم این جوری قفل کرد....

    شاید از وقتی تصمیم گرفتم ادای آدمای قویا رو در بیارمو اشک نریزم اینجوری شیکستم....

    شاید... شاید... شاید...

    این روزای سخت.... این روزای تلخ.... این روزای پرِ دلشوره....

    این روزا خییییلیییی سخت می گذره....

    از ٢٤ ساعت نصفشو می خوابم فقط برا اینکه از فکر و خیال خودمو نجات بدم!

    کاش می شد کل ٢٤ ساعتو بخوابم!

    اصن کاش می شد اونقدر بخوابم که وقتی بیدار می شم این روزای لعنتی تموم شده باشن!

    یه جوری همه چی ریخته بهم که خودمم نمی دونم از کجا باید شروع کنم مرتب کردنشو.....

    اصل حرف اینه که این روزا روح ندارن!

    خدایا

    حواست

    هست؟


    این مطلب تا کنون 19 بار بازدید شده است.
    ارسال شده در تاریخ جمعه 12 آذر 1395
    منبع
    برچسب ها : شاید ,روزای ,شاید شاید ,
    نگفته ایم و ندانی که چیست در دل ما

تبلیغات


    تبلیغات شما در این قسمت

پربازدیدترین مطالب

آمار امروز جمعه 4 فروردين 1396

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده

تگ های برتر